سایت تخصصی پزشکی و دارو | متخصص مغز و اعصاب |متخصص روانپزشکی | کلینیک روانشناسی | مرکز مشاوره ازدواج | زوج درمانی | تست خواب | درمان خروپف

احساس شرمساری و گناه خوب است یا بد؟ چگونه احساس گناه نکنیم؟

 

حس گناه یک حس نامطلوب است که بخاطر انجام یا فقدان انجام کاری در گذشته و یا در آتیه در ما محتمل است به وجود آید.

بطور معمول حس گناه با انتقاد شدید از خودمان همراهست و اثرات مخرب بسیاری دارد.

حس گناه مرتبط به عملی درگذشته:

امکان دارد در گذشته دروغ بزرگی به یکی از عزیزان خود گفته اید و آن دروغ سبب بوجود آمدن مشکل بزرگی شده است.

و یا شاید پشت سر کسی چیزی گفته اید که سبب شده دیگران نسبت به او بدبین شده باشند.

یا به عنوان مثال اینکه در گذشته باید کاری را انجام می‌دادید ولی تعلل کرده اید و انجام آن را پشت گوش انداخته اید و حالا زمان انجام آن دیگر گذشته و شما به خاطر اهمال کاری تان حس گناه میکنید.

حس گناه مرتبط به عملی درآینده:

نمونه بعدی در زمینه آتیه است.

میدانید که باید کاری را در چند روز آتیه انجام دهید ولی شوربختانه بنا به دلایلی قادر نیستید و بخاطر آن حس گناه میکنید به عنوان مثال بایست به شخصی که او را دیگر دوست ندارید پاسخ منفی دهید.

با خودتان حس گناه میکنید که چرا زودتر به او نگفته‌ام و با گفتنم چه بلایی سر او خواهد آمد.

یا به دوستی قبلا تحت یک شرایط خاص قول داده اید که کاری را برایش می‌کنید ولی زمانی که بعدا خوب به آن فکر کرده اید متوجه شده اید که بهیچوجه دوست ندارید آن کار را انجام بدهید. و از اینکه چرا قول داده اید ولی نمی‌خواهید انجامش دهید حس گناه میکنید.

یا حتی میتونه این باشه که دوستی از ما درخواست پول کرده و ما بهش نه گفتیم و حالااحساس گناه میکنیم که چرا کمکش نکردیم.

حس گناه به شکل‌های گوناگونی بسراغ ما می‌آیند ولی چیزی که بایست بدانید این است که حس گناه هرگز از هیچکس یک قهرمان نساخته و تنها سبب درد، عذاب و رنج شده است.

سردرد سمت چپ

اثرات مخرب احساس گناه:

به جرات می‌گویم که حس گناه یکی از بدترین احساساتی است که یک آدم امکان دارد در طی حیات اش با آن رو به رو باشد و من از آن به عنوان غارتگر اعتماد بنفس و احترام به خود یاد می‌کنم.

حس گناه مانند اژدهایی می‌ماند که انگیزه، اعتماد بنفس و احترام به خود و امید شما را می‌بلعد.

در حقیقت کسیکه حس گناه میکند انگار که سر خود را در دهان یک اژدها گذاشته و در فضای دهان اژدها بسختی نفس می‌کشد و زندگی میکند.

حس گناه هنگامی که ادامه دار باشد، انگیزه هرنوع حرکت و پیشرفت را از شما می‌گیرد می‌دانید چرا؟

چون همانگونه که گفتیم غارتگر اعتماد بنفس و احترام به خود است که کسیکه اعتماد بنفس و احترام به خود خود را از دست داده باشد شدیدا احساس بی لیاقتی و فقدان شایستگی میکند.

احساس فقدان لیاقت همان چیزیست که از شما اجازه هرنوع رشد را میکیرد.

حس گناه، نمی‌گذارد که شما لذت بردن را مجددا تجربه نمایید و احساس لذت را از شما می‌گیرد.

حس گناه، مانع از این میشود که شما از انتهای دل شادی کنید.

شاد بودن را به منزله گناهی مجدد می‌داند و بهتان خاطر نشان میکند که چطور می‌توانی شاد باشی وقتی چنین کاری انجام داده‌ای.

واضح است که شما از هراس اینکه حس گناه تان شدیدتر نشود از شادی کردن اجتناب میکنید.

حس گناه، با خود حس طرد شدگی و فقدان دوست داشته نشدن از طرف خداوند و اطرافیان را با خود بهمراه دارد.

بطور معمول کسیکه بابت اشتباهی چنین احساس دارد تصورش بر این است که خداوند دیگر او را دوست نداشته و دقتی به او نخواهد کرد.

حتی درانتظار عذابی سخت از طرف او هستند.

هم چنین گمان میکنند که از دید دیگران نیز بی ارزش شده اند و دیگران برای آن‌ها اهمیتی قائل نمی‌شوند.

وای از روزی که حس گناه در شما مبدل به یک عادت شود و شما در مجاور این حس زندگی کنید.

قطعا شما را تبدیل به فردی افسرده و بی هدف میکند و شادابی و تازگی و شادابی را مانند غارتگری از زندگی تان می‌رباید.

آیا حس گناه فوایدی هم دارد؟

صد البته حس گناه با خود اثرات مثبتی دارد. ولی تنها به دو شرط:

اولا بسیار کوتاه باشد و حالت تلنگر برای شما داشته باشد.

دوما شما را ترغیب به جبران و فقدان تکرار اشتباه کند.

در غیر از این حالت حس گناه، هیچ فایده‌ای ندارد و فکر نکنید بااحساس گناه کردن و تلخ کردن زندگی به کام خودتان اشتباهتان جبران میشود.

یا اینکه متصور شوید چون مستحق مجازاتید بنابراین بایست حالا حالاهااحساس گناه کنید.

حس گناه شما نه برای کسیکه از شما ناراحت است فایده‌ای دارد و نه برای خودتان.

البته به نظر من چنانچه توانستید بدون این که حس گناه کنید بفکر جبران و فقدان تکرار آن بیفتید دیگر نیازی وجود ندارد که قطعا آنرا تجربه نمایید.

انواع احساس گناه:

حس گناه از دو منظر قابل بررسی است:

برای رهایی حس گناه، قطعا واجب است که بین حس گناه تندرست و سالم و ناسالم تفاوت قئل شویم باید ذهن خود را نسبت به انواع حس گناه، شفاف کنیم تا بتوانیم با آن برخورد شایسته‌ای داشته باشیم.

۱ حس گناه سالم:

حس گناه به خاطر یک کار اشتباه

چنانچه در زندگی با چنین مواردی روبرو شدید حس گناه شما تندرست و سالم است:

چیزی را بدون اجازه صاحبش برداشته اید و یا این که سَرَکی در آن کشیده اید.

درباره کسی از روی غرض و فقط چون از او خوشتان نمی‌آید حرفی زده اید.

برای اینکه حرفتان را به کرسی بنشانید به کسی توهین و یا بی احترامی کرده اید.

برای خودشیرینی و دست یافتن به هدفتان، به دیگران دروغ گفته و آن‌ها را فریب داده باشید.

خودتان یا بقیه را تحقیر و خرد کرده و پشت آن‌ها را عمدا تهی کنید.

  1. حس گناه ناسالم:

حس گناه به خاطر کار درستی که فکر می‌کنیم غلط است.

مانند زمانیکه به توصیه دوستی پاسخ منفی داده ایم چون بر اساس منطق و قوه تعقل مان به این جمع بندی رسیدیم که نباید انجامش دهیم ولی دائم خودخوری میکنیم که چرا پاسخ رد دادیم، نکند ناراحت شده باشد، نکند فکر کند که من نمی‌خواستم کمکش کنم و یا افکاری از این دست

بطور کل در نکته‌های زیر ما نباید حس گناه داشته باشیم:

وقتی بدنبال لذت بردن از زندگی هستید.

زمانی از دیگران توقع داشته باشید که با شما محترمانه برخورد کنند.

وقتی عقاید و احساسات و عواطف خود را صادقانه ابزار کرده اید بدون این که قصد تغییر عقاید بقیه را داشته باشید.

از هر آنچه که توی زندگی خداوند به شما داده نهایت لذت را ببرید.

وقتیکه کاری از دستتان بر نمی‌آید.

در هر دو مورد حس گناه داشتن غلط است و بی فایده است.

چرا که هیچ کمکی به شما نمی‌کند و فقط مهلت، انگیزه و حس و حال شما را برای جبران اشتباه می‌گیرد.


وقتی شما  در باره ی کارهایی که در گذشته انجام داده اید احساس گناه و شرمساری می کنید، فکر کردن در باره ی امور دیگر برایتان سخت می شود. به جای اهمیت دادن بر روی جنبه های مثبت زندگی بر روی اشتباهاتی که در گذشته کرده اید تمرکز می کنید. احساس گناه درباره ی کارهای نادرست طبیعی است، اما اگر اجازه بدهید احساس شرم و گناه بیش از حد  فکر شما را مشغول کند سبب فلج ذهنی و جسمی در شما می شود.

 اینجا راهکارهایی به شما آموزش داده می شود، که به احساس شرمساری خود غلبه کنید و زندگی شادی را دنبال کنید.

دستورالعمل:

1)  دلیل احساس شرمساری خود را مشخص کنید.آنها را یادداشت کنید مثلاً: اینکه زمان کافی را برای کودک خود صرف نکرده اید، یا حرفهایی را به دوست خود گفته اید که او را بسیار ناراحت کرده است.

 

2)   بپذیرید که اشتباه کرده اید و مسئول اشتباهتان، خودتان هستید.سعی کنید آنرا جبران کنید. اگر اشتباه شما مربوط به چیزی می شود که می توانید کنترل کنید با قبول اشتباهتان می توانید احساس بهتری داشته باشید.مثلاً اگر احساس گناه شما به دلیل گفتن یک توصیف ناراحت کننده  به دوستتان است از او عذر خواهی کنید  و به او بگویید که واقعاً متأسف هستید قصد صدمه زدن و ناراحت کردن او را نداشته اید.

 

3)  از اشتباهات خود درس بگیرید.اگر شما به رفتارهای گذشته ی خود توجه کنید از اشتباهاتی که در آینده ممکن است مرتکب شوید جلوگیری خواهید کرد. به طور مثال اگر در گذشته رفتاری کرده باشید که دوستتان را ناراحت کرده است در آینده قبل از انجام کاری یا گفتن چیزی فکر می کنید.

 

4)  با خودتان به شکل منفی و ناراحت کننده صحبت نکنید. کارهایی راکه باید یا  نباید انجام دهید را دائم برای خودتان تکرار نکنید.بدانید که گذشته ها گذشته است وتنها درس گرفتن از گذشته چیزی است که باید با خودتان برای آینده نگه دارید.به جای اینکه با استانداردهایی که دیگران برای زندگی تعیین کرده اند زندگی کنید سعی کنید با استانداردهای  که خودتان وضع میکنید، زندگی کنید.

5)  اگر این احساس شرم به قدری قوی و زیاد هست که احساس میکنید نمی توانید راهی برای رهایی و آرامش پیدا کنید،سعی کنید از دیگران کمک بخواهید. با اعضای خانواده که به آنها اعتماد دارید یا با دوست خود در مورد احساستان صحبت کنید.اگر احساس میکنید  نمی توانید در مورد اشتباهتان با کسانی که آشنا هستند، صحبت کنید، با یک مشاور حرفه ای  یا مشاور دینی صحبت کنید.آنها قطعاً راهکارهایی برای رهایی از حس شرمساری به شما آموزش خواهند داد.

 


قسمت دوم

 

ادراکات مرتبط به حس گناه

خودآزاری – همه گناه‌ها نوعی خودآزاری هستند و توسط ذهن خود شخص ساخته می‌شوند.

تقصیر و گناه احساسی است که خودمان گزینش و انتخاب میکنیم که تجربه‌اش کنیم.

این حس از نفس ما ریشه می‌گیرد؛ هراس از مورد قبول دسته رفیقان و همسالان قرار نگرفتن.

مشکلات – گناه بطور معمول با دشواری هایی ایجاد میشوند که مورد عنایت قرار نگرفته اند.

من متوجه شده‌ام که چنانچه برای حل آن مشکل برنامه‌ای داشته باشیم این حس از میان میرود یا دست کم کاهش میابد.

تردید – گاهی وقتها به این خاطر حس گناه میکنیم که در زندگی خود گرفتار یک تردید هستیم.

این تردید می‌تواند تردیدی اجتماعی یا اقتصادی باشد یا به مسئولیت هایی برگردد که انجام نداده اید.

گاهی وقتها، حس میکنید که حتماً برای کسی کاری می‌کردید که نکرده اید.

یک نمونه آن میتواند زنگ زدن به دوستی باشد که به او قول داده بودید.

بیشتر از آنچه در ظاهر وجود دارد – مشکلی که سبب این حس گناه شده است تنها در ظاهر امر است.

بطور معمول مسائل و مشکلات حل نشده یا مورد دیگری در پشت آنچه در ظاهر می‌بینیم هم وجود دراد.

از خودتان پرسش کنید: این مسئله‌ها چه هستند؟ توجه بظاهر امر سبب میشود این حس گناه از میان رود ولی مجدد برخواهد گشت.

مشکل مجددا به شکلی دیگر پدیدار میشود ولی ریشه در همون مشکلات قدیمی دارد.

بهترین شیوه اینست که آن مسائل و مشکلات پنهان را بیابید.

باایجاد اعتماد بنفس و قبول خود در این راه موفق خواهید بود.

کنار آمدن با حس گناه

· تجربه آن احساس کاملا – دقیقا همانند تسلط بر هر احساس دیگری، بهترین شیوه اینست که آن احساس را بطور کامل تجربه نمایید.

چند دقیقه در فضایی که کسی مزاحمتان نشود بنشینید، چشمانتان را ببندید و عمیقاً آن را حس کنید.

مانند یک فرد ثالث شاهد آن باشید.

مطمئناً اذیتتان خواهد کرد ولی این تجربه ا ی است که برای غلبه به آن مشکل کمکتان خواهد کرد.

وقتی کاملاً آن را حس کنید، خواهید دید که نم نم ناپدید میشود.

· بفهمید که چرا – اطلاع داریم که حس گناه ما به خاطر چیزی افزون‌تر از ناگهانی است که در ظاهر می‌بینیم. از خودتان بپرسید چرا؟ چرا اجازه داده اید حس گناه وارد زندگیتان شود؟

· ببینید چه می‌توانید بکنید – باید ببینید هم اکنون و با وضعیت کنونی چه کاری از دستتان برمی آید.

حس گناه بطور معمول با حس پشیمانی از فعالیتهایی که در گذشته می‌توانستید بکنید می‌آید، بنابراین بایست بفهمید که ما قادر به تغییر زمان نیستیم.

چنانچه نمی‌توانیم به زمان گذشته برگردیم، پس چرا باید همه زندگیمان را صرف افسوس خوردن به گذشته تلف کنیم؟

· افکارتان را روی کاغذ بیاورید – به منظور رفع این حس گناه چه کارهایی می‌توانید انجام دهید؟ آن‌ها را روی یک کاغذ یادداشت کنید.

· اولویت بندی کنید – وقتی لیستی از فعالیتهایی که می‌توانید انجام دهید را درست کردید، به درجه اهمیت آن‌ها را اولویت بندی کنید.

چه کاری سبب می‌شود افزون‌تر از هر جیز این درد ناشی از احساس گناهتان از بین برود؟ کنار هر آیتم شماره بزنید.

· برنامه ریزی – وقتی لیست فعالیتهایی که از دستتان برمی آید را به ترتیب اولویت آماده کردید، آن‌ها را وارد برنامه تان کنید.

طوری برنامه ریزی کنید که هرکدام از اینکارها را به ترتیب اولویت انجام دهید.

· واقع بین باشید – بدانید که روزانه یک محدوده زمانی معین دارید.

درمورد برنامه‌ای که بایست انجام دهید واقع بین باشید.

با خودتان مهربان باشید.

طوری برنامه ریزی کنید که به خودتان بیشتر از حد معمول فشار نیاورید.

اول روی کارهایی متمرکز شوید که اولویت بالاتری دارند.

فرآیند شش مرحله‌ای برای چیره شدن بر احساس گناهِ خودساخته

در زیر به تکنیکی خیلی ساده برای چیره شدن بر این احساستان اشاره میکنیم.

قدم اول: لیستی از گناهان خود آماده کنید.

یک کاغذ سفید بردارید و بالای صفحه بنویسید: «کارهایی که درمورد آن حس گناه می‌کنم» و زیر آن لیستی از تمام فعالیتهایی که درمورد آن این حس را دارید یادداشت کنید.

هر آیتم را روی یک خط جداگانه یادداشت کنید و فضایی تهی (بین سه تا چهار خط) را زیر هرکدام باقی بگذارید.

نوشتن را ادامه بدهید تاجاییکه دیگر فکری به ذهنتان نرسد.

افکارتان راویرایش نکنید.

هرچه به فکرتان می‌رسد را یادداشت کنید.

درصورت نیاز از چند ورق کاغذ بهره جویی کنید.

تنها از یک روی کاغذ استفاده نمایید تا مرور برگه‌ها آسان‌تر باشد.

هدف اینست که این افکار را از سرتان بیرون بریزید.

این افکار خیلی وقت است که در ذهنتان مانده اند و جاخوش کرده اند.

این ممارست به شما کم میکند برخی از این افکار را از بین ببرید.

با روی کاغذ آوردن آن‌ها می‌توانید آن‌ها را به آشکار و روشنی ببینید و با اونها رودررو شوید.

وقتی من خودم اینکار را کردم از طولانی بودن لیستم متعجب شدم. اینها نمونه هایی از لیست من هستند:

· اختصاص ندادن وقت مکفی برای انجام فعالیتهایی که دوست دارم طی روز

· اختصاص ندادن زمان برای مطالعه و تفکر

من خودم را گم کرده‌ام.

· ننوشتن مقاله‌های لازم

مقاله‌های نوشته نشده بسیار.

· شب بیداری و دیر خوابیدن

قدم دوم: برای چیره شدن بر حس گناه برنامه ریزی کنید.

برای هر گناه از خودتان بپرسید، «چه کار میتوانم بکنم؟»

در فضایی که زیر هر آیتم اختصاص داده اید، فعالیتهایی که به منظور رفع یا کاهش این حس گناه می‌توانید انجام دهید را بنویسید.

شاید واجب و ضروری باشد که هر عمل را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید.

بعنوان نمونه، لیست فعالیتهایی که برای آیتم «اختصاص ندادن زمان برای مطالعه و تفکر» تهیه کردم از این قرار بود:

· برنامه ریزی برای مطالعه هر روزه، دست کم سی دقیقه

· روزانه بامداد دست کم ۱۵-۵ دقیقه را صرف تفکر و تعمق کنم.

· پیش از خواب بیدار شوم.

· شبها زودتر بخوابم.

چنانچه سعی کردید ولی هیچ راهی به ذهنتان نرسید، می‌توانید جملات مثبت و واقعبینانه‌ای که میتواند این حس گناه را توجیه کند، یادداشت کنید. به عنوان مثال جملاتی که برای آیتم «ننوشتن مقاله‌های کافی» یادداشت کردم از این قرار بود:

· من نهایت تلاشم را می‌کنم.

· وقتی حس و حال و هوای نوشتن داشته باشم، می‌نویسم.

چنانچه در نوشتن مقاله هایم تداوم داشته باشم و مقاله هایم هم کیفیت واجب و ضروری را داشته باشند هیچ اشکالی ندارد چنانچه فقط هفته‌ای دو مقاله نوشتم.

قدم سوم: لیستی از ارزش‌های خودتان آماده کنید.

یک کاغذ سفید دیگر برداشته و بالای صفحه بنویسید: «جنبه‌های اساسی و مهم زندگی من» یا «به چه چیزهایی بیشتر ارزش می‌گذارم»

لیستی از چیزهایی که زیادترین اهمیت را در زندگی برایتان دارند آماده کنید و لیست را با مهمترینشان آغاز کنید.

این چیزها می‌تواند اشخاص، عواطف، فرصت‌ها، اعمال و تعهدهایی باشد که ارزش زیادی برایتان دارند.

باز هم هر آیتم را روی خطی جداگانه بنویسید و فضایی تهی را زیر آن مختص کنید.

متصور شوید چنانچه در زندگی می‌توانستید فقط یک چیز داشته باشید، آن چیز چه خواهد بود؟ نخستین چیزی که به ذهنتان می‌رسد را یادداشت کنید.

افکارتان را ویرایش نکنید.

حالا، پرسش را اینطور مرور کنید.، «اگر می‌توانستید دو چیز داشته باشید، آن چیزها چه خواهند بود؟».

بسیار بااهمیت است که افکارتان را بدون ویرایش همانگونه که به ذهنتان می‌رسند یادداشت کنید.

این لیستی از چند چیزیست که برای من ارزش بالایی دارند:

· حس آسایش و آرامش، سلامت، انرژی و تمرکز

· خانواده‌ام: پدر و مادرم و همسرم

· وبلاگم: خواننده‌های نوشته هایم، ارتباط با اونها

· شغلم و کارم

· دوستانم

قدم چهارم: چطور ارزشهایتان را قویتر کنید.

برای هر آیتم در لیست ارزشها، کارها و اعمالی که دوست دارید در جهت آن ارزش انجام دهید را یادداشت کنید.

بعنوان نمونه، برای بااهمیت‌ترین ارزش زندگیم، «احساس آرامش، انرژی و تمرکز» بعضی اعمال و فعالیتهایی که می‌توانم انجام دهم می‌تواند اینطور باشد:

· زمانی آرام برای مدیتیشن و تفکر ژرف

· برنامه ریزی

· زمان مطالعه

· ورزش: دویدن

· آشامیدن آب

قدم پنجم: برنامه عملی به منظور کاستن حس گناه تنظیم نمایید.

یک کاغذ سفید جدید برداشته و در بالای آن بنویسید،: فعالیتهایی که برای آن برنامه ریزی می‌کنم «یا» فعالیتهایی که دوست دارم بطور منظم انجام دهم”

روی آیتم‌های عملی هر دو لیست متمرکز شوید.

مطمئناً چند آیتم مشترک در هر دو لیست پیدا میکنید.

این آیتم‌ها را روی یک کاغذ جداگانه یادداشت کنید.

اینها بااهمیت‌ترین کارهایی است که زیادترین نتیجه را بشما خواهد داد چون مرتبط به مسائلی است که زیادترین اهمیت را برای شما دارد.

ضمنا میتوانید بسیاری از آیتم هایی که منحصرا در یکی از لیست‌ها هست را هم البته با اولویت پایینتر یادداشت کنید.

بعنوان نمونه، برخی از آیتم‌های مشترک لیست‌های من از این قرار بود:

· شب‌ها زود خوابیدن و صبحها زود بیدار شدن

· زمان مطالعه

· تفکر ژرف

· کاهش زمان گشت و گذار در شبکه اینترنت و ایمیلم

برای من روشن شد که چنانچه منحصراً به این آیتم‌ها توجه کنم، کیفیت زندگیم به میزان نسبتا زیادی بالا میرود.

بااینکار نه فقط آن حس گناه خودساخته از میان میرود بلکه به جوانبی از زندگیم که اهمیت بیشتری برایم دارند هم توجه بیشتری خواهم کرد.

قدم ششم: اعمال و امورات کاهش حس گناه را بصورت یک عادت دربیاورید.

برای هرکدام از آیتم هایی که در قدم پنجم یادداشت کردید، ۱ برنامه هفتگی تنظیم نمایید.

حتی چنانچه آنرا دنبال نکنید، این در آگاهی شما فضایی به وجود میاورد که سبب تغییرات مثبت میشود.

مثال:

· مدیتیشن و تفکر عمیق: اختصاص دادن دست کم ۱۵-۵ دقیقه طی روز به خودتان از مکانی آرام انجام مدیتیشن هفته‌ای دوبار (یکشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها)

· مطالعه: سی دقیقه تا یک ساعت مطالعه طی روز

· خواب: رفتن به رختخواب پیش از ساعت یک شب

ما بطور معمول فعالیتهایی که دوست داریم را انجام نمی‌دهیم چون وقت لازم به آن‌ها اختصاص نمی‌دهیم.

باید کارها و اقداماتی را پیش بگیرید که سلامتتان را التیام و بهبود بهشند.

این را باید بالاترین اولویت زندگیتان بگذارید و خودتان را یک هفته بانجام آن‌ها متعهد کنید.

بسیار بااهمیت است که در هر وقت روی یک عمل متمرکز شوید تا قادر باشید قبل ازاینکه سراغ کار بعدی بروید، آنرا بصورت یک عادت درآورید.

و پایان اینکه …

صرفنظر از مسایل و موقعیت خارجی، علت اساسی حس گناه ما به درون خودمان برمی گردد.

ما قدرت این را داریم که گزینش و انتخاب کنیم که به چه چیز توجه کنیم ولی بطور معمول از روی غریزه بازتاب میدهیم و یادمان می‌رود دیدگاهمان را تغییر دهیم.

و در الگوی بازتاب هایمان، ناخودآگاه به این حس گناه توجه می‌کنیم و تصادفاً آن را وارد فضای فکریمان می‌کنیم.

شما میتوانید جلوی این عکس العمل‌ها را بگیرید و موقع بازتاب هایتان، فضای درونیتان را ببینید.

با ممارست و خودآگاهی می‌توان شرطی سازی برای واکنش‌های فوری را بی اثر کرد و درآخر این حس گناه را بطور کامل از بین برد.

شما اخیراً درمورد چه چیزی حس گناه کرده اید؟ برای رها کردن خودتان از این حس چه کارهایی می‌توانید انجام دهید؟ افکار و احساساتتان را با ما درمیان بگذارید.

اگه دوست داشتید ستاره بدید!

گروه پزشکان جایروس (آلومینا) حاصل بزرگترین کار گروهی فوق تخصصی مغز و اعصاب و روان در ایران

شاید دیگر کمتر کسی اطلاع نداشته باشد که در مجموعه بزرگ پزشکان جایروس بهترین فوق تخصص های مغز و اعصاب و اعصاب و روان و برترین فارغ التحصیلان آمریکا،اسپانیا و آلمان حضور دارند و خدمات مغزواعصاب و روان که در این مجموعه ارائه می شود با کیفیت ترین در تمام ایران است!

نقطه قوت مجموعه پزشکان جایروس نه لوستر های زیباست و نه تزییات راهرو! بلکه پزشکان و روانشناسان قوی است، کادر درمانی جایروس در تمام کشور بی نظیر است

ما از سال 1388 آغاز کردیم و اکنون گروه پزشکان جایروس با معرفی برترین کادر درمانی در مناطق مختلف تهران و شهرستان های مختلف کشور حضور دارند و در رفع مشکلات جسمی در حیطه های مغز و اعصاب و روان و ارتوپدی و توانبخشی و مشکلات روانپزشکی بزرگسالان و کودکان به شما مردم عزیز خدمت رسانی می کنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: