مشکلات همراه با اختلال بیش فعالی

مشکلات همراه با اختلال بیش فعالی

 

مشکلات همراه با اختلال بیش فعالی, مشکلات همراه با اختلال بیش فعالی

ناتوانی یادگیری به معنای نقص در ۱ یا چند فرایند روانشناختی در زمینه فهمیدن و به کار بردن زبان اعم از کلامی یا نوشتاری است که بصورت نقص در زمینه گوش کردن، اندیشه کردن، صحبت کردن، هجی کردن یا خواندن، نوشتن و حساب کردن ظهور میکند.

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد بدنی، قامت و وزنشان نمایانگر بهنجار بودن آنها است، هوش اندک و بیش معمولی دارند، به خوبی حرف می‌زنند و مانند دیگر کودکان بازی میکنند، مانند همسالان خود با سایرین رابطه برقرار میکنند، در منزل نیز خود یاری‌های واجب و ضروری را دارند و کارهایی را که پدر و مادر به آن‌ها می‌سپارند، به خوبی انجام میدهند و از رفتار و اخلاق معمولی برخوردارند.

لیکن زمانیکه به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب بیاموزند گرفتار دشواری‌های جدی می‌شوند.

این کودکان به آهستگی درمی‌یابند که دیگر کودکان از دید وضع درسی مناسب‌تر از اونها هستند و احساس حقارت را تجربه میکنند. و نم نم بیزاری از درس و مدرسه در آن‌ها بوجود میآید.

پدر و مادر آن‌ها که غالبا از علت‌های اختلال یادگیری آن‌ها بی خبر هستند، مشکل را افزونتر می‌کنند و با فشارهایی که به طفل وارد می‌آورند، دشواری را چند برابر میکنند.

بدیهی است این اطفال در مراجعه به هر متخصصی، مشکلی تازه در خود می‌یابند.

هر متخصص مشکل آن‌ها را از دریچه چشم خود نگریسته و تنها بعدی از ابعاد پیچیده آن را زیر ذره بین تخصص خویش قرار میدهد.

گفتنی است که در این بین، امر اساسی توجه به این مسأله است که در اینگونه موارد، ضرورتاً بایست به جای تشخیص‌های انفرادی، از روش نظام چند رشته‌ای سود جست که در آن بطور معمول مجموعه‌ای از تجربیات و تخصص‌ها توأمان استفاده میشود.

بدین معنا که با همگام شدن عده‌ای از کارشناسان و یک سو و یک جهت شدن تلاش‌های گوناگونی که از طرف صاحبان فن و تجربه صورت میگیرد، راهی برای تحلیل، تشخیص و درمان اساسی مسائل فراگیری گشوده میشود.

تعریف اختلالات فراگیری

 

اصطلاح نقص در فراگیری بوسیله روان‌شناسان و متخصصین تعلیم و تربیت مورد کاربرد قرار می‌گیرد؛ در حالیکه متخصصان پزشکی ناتوانی یادگیری را ترجیح میدهند.

به عنوان مثال بر طبق تعریف کانون روان طبیبان آمریکا (۱۹۹۴) اختلال زمانی رخ میدهد که پیشرفت درسی فرد بر اساس آزمون‌های استاندارد فردی در خواندن، حساب کردن، نوشتن یا بیان بطور قابل توجهی پایینتر از سطح مورد انتظار سنی، درسی، و یا هوشی وی باشد.

گرچه سعی فراوانی برای یافتن یک تعریف جامع در زمینه اختلالات فراگیری انجام شده، هنوز تعریف کاملی که مورد قبول همگان باشد وجود ندارد.

شاید یکی از علل عمده آن این باشد که در بکار بردن اجزای اختلالات فراگیری هنوز ثبات چندانی وجود ندارد.

بعضی تلاش میکنند آن‌ها را از همدیگر مجزا نمایند در حالیکه برخی دیگر نقص در فراگیری را بعنوان یک اصطلاح کلی مورد کاربرد قرار میدهند که شامل تمام موارد فراگیری است و بعضی در این مورد اظهار نظر قاطعی انجام نمی‌دهند.

همچنین تعاریف، بسته به اینکه نقص در چه حوزه‌ای تعریف میشود نیز تا اندازه‌ای فرق میکنند.

کمیته بین نهادی نارسایی‌های فراگیری (۱۹۸۷) که نمایندگی دوازده نهاد در بخش خدماتی، بهداشتی و انسانی و بخش آموزش و تربیت را دارد جنبه‌های زیر را در تعریف خود از نقص خاص در فراگیری مورد تأکید قرار میدهد. :

  • کودک احتمال دارد دشواری هایی در مهارت‌های گوش کردن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن، استدلال ریاضی و یا اجتماعی داشته باشد.
  • نقص در فراگیری احتمال دارد به همراه شرایطی از قبیل عوامل اجتماعی– محیطی و اختلالات دقتی باشد.
  • نقص حالت ذاتی دارد و تصور میشود از نقص در نظام عصبی مرکزی ناشی شود.

 

کودکانی که دارای اختلالات فراگیری هستند چه ویژگی‌هایی دارند؟

 

کودکان با مشکل ناتوانی یادگیری دسته ناهمگنی را شکل می‌دهند که خصوصیات بسیار متفاوتی دارند. ولی قطعا در نظر داشت که همه کودکان با نقص در فراگیری احتمال دارد همه این ویژگی‌ها را نداشته باشند و در عوض برخی از اشخاصی که نقص خاص در فراگیری ندارند احتمال دارد برخی از این ویژگی‌ها را داشته باشند. از این جهت که هر کودکی دارای خصوصیات بی همتا برای خود می‌باشد احتمال دارد فقط برخی از این ویژگی‌ها در او وجود داشته باشد.

علاوه بر این برخی از ویژگی‌هایی که در اینجا مورد بحث قرار میگیرد متناسب با سن و سطح رشدی هر کودک معین است که درصورت ادامه می‌تواند مشخصه این اطفال در نظر گرفته شود.

علیرغم این ناهمگنی بیشتر مشکلات کودکان با نقص خاص در فراگیری با همدیگر همانندی دارد و این ویژگی‌ها را نمی‌توان به آسانی از همدیگر تفکیک کرد.

زیرا گهگاه امکان دارد رفتارهایی در ارتباط با چندین ویژگی بطور همزمان مشاهده شود.

همچنین داشتن چالش در یک جنبه احتمال دارد جنبه‌های دیگر را نیز تحت اثر خود قرار بگذارد..

به عنوان مثال داشتن مشکلات درک مطلب، در زمینه زبان بیانی فرد نیز دشواری هایی ایجاد میکند.

بنابراین ارزیابی این کودکان بالاتر از بررسی یک جنبه معین فرد است.

گرچه نقص در درجه نخست بر روی جنبه درسی کودکان اثر دارد ولی قطعا در نظر داشت که حوزه‌های دیگر چون حوزه‌های اجتماعی و شغلی فرد هم بنوعی از آن اثر می‌گیرند و در خیلی از موارد بر روی بهداشت روانی و اعتماد بنفس و احترام به خود اثر منفی می‌گذارند. علاوه بر این دشواریها همایند چون اختلال نقص توجه بیش فعالی ، افسردگی، و مشکلات عصبی نیز امکان دارد در کنار آن وجود داشته باشد.

بنابراین کودک احتمال دارد بیش فعال، بی توجه و با این وجود ناسازگار باشد.

ولی برای ساده شدن موضوع میتوان این ویژگی‌ها را در گروه‌های زیر طبقه بندی نمود. :

۱- اختلالات حرکتی

کودکان با نقص خاص در فراگیری، الگو‌های حرکتی متمایزی نسبت به برخی از کودکان دیگر دارند که به برخی از بااهمیت‌ترین آن‌ها در اینجا اشاره میشود. :

الف- بیش فعالی:

بیش فعالی یکی از فراوان‌ترین اختلالات حرکتی گزارش شده کودکان با نقص خاص در فراگیری است.این کودکان در سن و سال کمتر همواره در حال حرکت و جنبیدن هستند در هیچ جایی آرام و قرار ندارند و رفتاری غیر قابل پیشگویی از خود نشان میدهند.

کودکان سنین پایین‌تر رفتارهایی همچون صحبت کردن زیاد و دعوای بین خواهر و برادر‌‌ها، رفیقان و همکلاسی‌ها دارند و در مرحله نوجوانی گرچه فعالیت بیشتر از حد معمول احتمال دارد وجود نداشته باشد ولی نشانه‌های دیگری مثل مشکلات رفتاری، اعتماد بنفس و احترام به خود پایین، بی‌توجهی، و یا حتی افسردگی بروز نماید.

این چنین رفتارهایی الزاماً اشتباه نیستند بلکه شمار دفعات آن بیشتر از حد معمول و خارج از تناسب است. گرچه به نظر بعضی گاهی رفتار از دید کیفی نیز متفاوت، تصادفی و با سازمان یافتگی پایین‌تر است. قطعا در نظر داشت که گرچه برخی از کودکان با نقص خاص در فراگیری این حالت را از خود نشان میدهند بسیاری از افرادیکه نقص در فراگیری ندارند هم محتمل است بیش فعال باشند.

ب- اندک فعالی:

برخلاف کودکان بیش فعال برخی از کودکان با نقص خاص در فراگیری هستند که بطور غیرعادی فعالیت حرکتی محدودی داشته و بیشتر از حد معمول آرام و بیحال هستند. ولی از جهت این که معضلات و مشکلات رفتاری این دسته کودکان کم‌تر در مدرسه مورد شناسایی قرار میگیرد بندرت شناخته می‌شوند و در نتیجه کم‌تر جزو کودکان با نقص در فراگیری بحساب می‌آیند.

ج- ناهماهنگی:

ناهماهنگی یا داشتن هماهنگی پایین یکی از معضلاتی است که برخی از کودکان با نقص خاص در فراگیری از خود نشان میدهند. این اطفال در فعالیت‌هایی که احتیاج به هماهنگی کاملی دارد همچون دویدن، پریدن، جست و خیز کردن و مانند آن مشکل دارند، نوع راه رفتن آن‌ها بطور معمول خشک، نا آزموده و بی روح است و در فعالیت‌های مرتبط به حرکات ظریف مانند نوشتن و نقاشی کردن نیز دارای کاستی هستند.

د- تکرار:

تکرار خود با شریک زندگی تان و غیر معمولی رفتار که شاید تقریباً در تمام رفتارهای بیانی مانند صحبت کردن، نوشتن، خواندن، ترسیم کردن، و اشاره کردن وجود داشته باشد در برخی از کودکان با نقص خاص در فراگیری مشاهده میشود. این حالت در صحبت کردن شامل داشتن اشکال در رفتن از یک کلمه به کلمه دیگر و در نوشتن تکرار یک حرف یا غلط نوشتن یک کلمه و تکرار مکرر آن است.

۲- اختلالات اجتماعی– عاطفی

کودکان با نقص خاص در فراگیری انواع متفاوتی از اشکالات اجتماعی و عاطفی همچون خود پنداره پایین، تحمل اندک نسبت به ناکامی، اضطراب، کناره گیری اجتماعی، طرد اجتماعی، پرهیز کردن از کار یا کند بودن در آن از خود نشان میدهند. این کودکان بطور معمول در کار کردن و بازی کردن با اطفال دیگر از خود درماندگی نشان میدهند و بیشتر اوقات در اثر ناکامی‌های برآمده از آن، رفتارهای مداخله گری دارند.

۳- اختلالات ادراکی

اختلالات ادراکی یعنی عدم توانایی در شناسایی، تمیز، و تعبیر و تفسیر کردن احساس که می‌باید با اشکالات مرتبط به حواس فرق گذاشته شود.

به عنوان مثال یک کودک نابینا چون نمیتواند ببیند ادراک بینایی برایش ایجاد نمی‌شود ولی در مورد اختلالات ادراکی کودک با این وجود که توانایی دیدن را دارد در حوزه‌های معینی مشکلات ادراکی از خود نشان می‌‌دهد.

اختلالاتی همچون فقدان ایجاد اشکال هندسی، تشخیص متن و زمینه، حروف وارونه و واژگون و مانند آن نشانه آشفتگی در ادراک بینایی ، فقدان تشخیص تن صدا و فرق نگذاشتن بین صداهای گوناگون نشانه آشفتگی در ادراک شنوایی ، عدم توانایی در شناخت اشیاء عادی از مسیر لمس کردن نشانه آشفتگی در ادراک لمسی و اشکال در هماهنگی، جهت یابی و اعتدال نشانه آشفتگی در ادراک اعتدال است. ولی آشفتگی در ادراک بویایی و چشایی بنظر میرسد کم‌تر با نقص خاص در فراگیری بستگی داشته باشد. 

۴- اختلالات نمادسازی

نماد سازی یکی از پیشرفته‌ترین توانایی‌های ذهنی است که در آن مغز ادراکات، حافظه و حالت‌های وابسته به آن‌ها را برای بدست آوردن مهارت‌های اساسی فراگیری به صورت یکپارچه در می‌آورد و از آنها یک زنجیره فکری یا فرآیند می‌‌سازد.

الف- اختلال دریافتی شنیداری:

در این مورد اشکالات محتمل است به شکل کاستی در فهمیدن نمادسازی زبانی، تقاضای بیشتر از حد معمول برای تکرار و گیج شدن در اجرای قوانین نشان داده شود.

ب- اختلال دریافتی دیداری:

مشکلات کودکان در این مورد شامل فقدان تشخیص دیداری کلمات یا حروف و شکل‌ها و خواندن با درک و فهم کم‌تر است.

ج- اختلال بیانی کلامی:

این اختلال شامل نقص در تنظیم افکار برای صحبت کردن است که در آن کلمات از نظر معنا برای بیان نظریات فرد هماهنگی واجب و ضروری را ندارند.

د- اختلال بیانی حرکتی:

این اختلال شامل نقص در تنظیم افکار برای صحبت کردن و هم چنین ارتباطات غیر کلامی مانند حالت قیافه است. افزون بر این حذف کلمات و اشکالات هجی کردن نیز در این کودکان دیده میشود.

۵- اختلالات توجه

برای موفق شدن در فراگیری کودک بایست توانایی توجه کردن به یک موضوع معین و به همین ترتیب در موقعیت مناسب جدا کردن توجه از یک موضوع و پرداختن به یک موضوع معین دیگر را داشته باشد.

الف) فقدان توجه:

اشکال عمده کودکان با نقص خاص در فراگیری این است که توانایی جدا کردن یک محرک معین از میان محرک‌های محیطی گوناگون و منحصراً به همان توجه کردن را ندارند. به عنوان مثال کودک احتمال دارد سر کلاس با کوچکترین صدایی مانند آوای مهتابی یا ترافیک و یا حتی حضور همکلاسی‌ها که به کار خود مشغول هستند توجه خود را از دست دهد.

ب- توجه بیشتر از اندازه:

برخی از کودکان با نقص خاص در فراگیری بر روی جزئیاتی که در حقیقت چندان هم اساسی و مهم نیستند بیشتر از حد معمول توجه میکنند و در نتیجه از موضوعات اساسی دیگر باز می‌مانند. به عنوان مثال کودک محتمل است به جای پرداختن به مطالب نوشته شده بر روی یک صفحه تمام تمرکز خود را تنها بر روی شماره آن صفحه متمرکز نماید.

 

۶- اختلالات حافظه

اختلالات حافظه شامل اشکال در جذب، اندوخته سازی و باز شناسی اطلاعات در رابطه با بینایی، شنوایی یا فرآیندهای دیگر فراگیری است.

معین شده است که کودکان با نقص در فراگیری در باز شناسی، و هم چنین یادآوری هم مستقیم و هم وارونه اعداد مشکل دارند.

در این مورد عدم توانایی در به تصور در آوردن حروف، کلمات و یا ارقام نشانه اشکال در حافظه دیداری و عدم توانایی در به وجود آوردن مجموعه یا ترتیب حروف، کلمات یا ارقام نشانه اشکال در حافظه شنیداری است.

علاوه بر این حافظه غیر کلامی کودکان با نقص خاص در فراگیری در ارتباط با حافظه کوتاه مدت و بلند مدت نیز اشکالاتی دارند که شامل کاستی در حافظه، دامنه لغت پایین و اشکال در درک جملات است.

۷- اختلالات زبانی

اختلالات زبانی و گفتاری یکی دیگر از خصوصیت‌های کودکان با نقص در فراگیری است که در حوزه‌هایی همچون بیان شفاهی و درک مطلب شنیداری و مانند آن خودش را نشون میدهد و از اشکالات گفتاری مانند اشکالات تلفظی، اشکالات صدایی مانند آوای گرفته و اشکال در روان بودن گفتار مانند لکنت زبان فرق گذاشته میشود.

در این مورد افرادی که نقص در زبان و گفتار بطور همزمان دارند احتمال بالاتری برای نقص در خواندن ایجاد میشود.

تأخیر در زبان یکی از گرفتاریهای معمول این اطفال است و بطور معمول در سنینی که کودکان بطور رایج حرف می‌زنند احتمال دارد اصلاً صحبت نکنند یا از زبان محدودی استفاده نمایند.

نیاز به گفتن است که بطور معمول صحبت نکردن در سن چهار سالگی به عنوان تأخیر در زبان مدنظر قرار می‌گیرد.

علت‌های محتمل اختلالات فراگیری چیست؟

نظریات گوناگونی در اینکه چگونه اختلالات فراگیری بوجود میآید ابراز شده است که هر کدام این نظریات سعی کرده اند عوامل گوناگونی را برای آن مدنظر بگیرند.

منتهی قطعا در نظر داشت که ندرتا می‌توان یک عامل واحد را بعنوان ایجاد کننده نقص در نگاه گرفت بلکه پسندیده‌تر است گفته شود که پدیده پیچیده‌ای مانند ناتوانی یادگیری در اثر تعامل چندین عامل گوناگون بوجود میآید.

برخی از این عوامل به عنوان عامل اساسی نقص در نگاه گرفته می‌شوند در وضعی که برخی دیگر احتمال دارد عامل تسهیل کننده شرایط باشند و بنابراین هر کودکی می‌بایست در تمام زمینه‌ها مورد ارزیابی قرار گیرد تا یقین حاصل شود چه افرادی تحت این عنوان قرار میگیرند.

عواملی را که در ایجاد نقص خاص در فراگیری به صورت مستقیم یا به عنوان تسهیل کننده سهم دارند را به صورت زیر طبقه بندی میکند. :


۱- علل محیطی

محیط‌های متفاوتی که کودک با آنها سروکار دارد هر کدام بنوعی در چگونگی فراگیری و بر روی گرایش و انگیزه او برای فراگیری اثر می‌گذارند. این محیط‌ها را میتوان به صورت زیر طبقه بندی نمود.

الف – محیط خانه :

تجربیات محیطی طفل در پنج یا شش سال ابتدای زندگی اثر عمیقی بر روی رشد شناختی و هوشی او دارد و زبان بعنوان یکی از ملزومات عمده بشر، همبستگی نزدیکی با این تجربیات نخستین و مخصوصاً با پدر و مادر دارد.

پدر و مادر نه فقط موقعیت نیازی وجود ندارد برای رشد طفل در زمینه‌های گوناگون به وجود می‌آورند‌، که میتوانند به نوبه‌ی خود در اکتساب این زبان مؤثر باشند، بلکه خود آن‌ها الگوی شایسته‌ای هم برای فراگیری کودک به حساب می‌آیند.

بنابراین اساس کارآمدی طفل در زبان، به آن طوری که بعداً در مدرسه از او انتظار خواهد رفت، در منزل بنا نهاده میشود.

کودکان با نارسائی‌های فراگیری بطور معمول از خانواده‌هایی هستند که بچه‌ها زیادی دارند. هم چنین کودکانی که با یکی از پدر و مادر زندگی میکنند موارد بیشتری از مشکلات مانند نرفتن به مدرسه یا نقص فراگیری از خود نشان میدهند.

ب- محیط مدرسه:

کودکان زمان قابل ملاحظه‌ای از ساعات بیداری خود را در مدرسه می‌گذرانند و بنابراین روابط آن‌ها با دسته همسن و کارکنان مدرسه از معلم گرفته تا مدیر و معاون و خدمتگذار و دیگران، اثر قابل توجهی بر روی تجربیات آنها دارد.

از جهت این که کودکان با نقص خاص در فراگیری مشکلات زیادی در حوزه زبان و رفتار اجتماعی دارند قادر نیستند به آسانی روابط گروهی شایسته‌ای با بقیه بر قرار نمایند و بنابراین از طرف دسته همسن و معلمان طرد می‌شوند.

علاوه بر این در مدرسه برای کوشش‌های خود کم‌تر مورد ترغیب و تحکیم قرار میگیرند و بیش‌تر از دیگران مورد انتقاد واقع میشوند که به نوبه‌ی خود بر روی فراگیری آنها اثر می‌گذارد.

بطور معمول معلمان در کلاس توجه خود را بر روی چند شاگرد برگزیده و بیشتر اوقات آنهایی که از منظر درسی وضعیت خوبی دارند، متمرکز کرده و بنابراین به شاگردان دیگرتوجه پایین‌تر میکنند بطوریکه وقتی کودک با نارسایی‌های فراگیری به کلاس پنجم یا بالاتر می‌رسد بودن یا نبودن او در کلاس فرق چندانی نمی‌کند.

 

ج- محیط اجتماعی

رابطه‌های گروهی اجتماعی کودک با رفیقان و گروه‌های اجتماعی دیگر نوع رشد اجتماعی، شناختی و عاطفی او را گزینش میکند. چنانچه این ارتباط خوشایند و کامیابی آمیز باشد احساس رضایت و اعتماد بنفس ، و چنانچه نا‌موفق باشد حالت ملال آوری بوجود میاورد.

فقدان کامیابی در پیوندهای اجتماعی محتمل است به دلیل اشکال در ایجاد روابط یا نداشتن مهارت‌های اجتماعی واجب و ضروری باشد.

بطور معمول کودکان با نقص خاص در فراگیری آگاهی ندارند که هر رفتار معین آن‌ها از طرف دیگران چگونه تلقی میشود و از همساز کردن خود با نقطه نظرهای دیگران ناتوان هستند و چون نیازهای سایرین در نظر گرفته نمی‌شود احتمال بوجود آمدن روابط مناسب با بقیه تقلیل می‌یابد و نتیجتا همین تجربیات اجتماعی ناخوشایند احتمال دارد فراگیری آنها را تحت اثر قرار بگذارد..

عقیده بر اینست که همان ویژگی هایی که نقص درسی را بوجود می‌آورد نارسایی‌های اجتماعی را نیز ایجاد نماید.


۲- عوامل عاطفی

در بیان ارتباط بین نارسایی‌های فراگیری و مشکلات عاطفی نظریات متفاوتی وجود دارد.

به عقیده بعضی، نارسایی‌های فراگیری در اثر اشکالات عاطفی به وجود می‌آیند و بر این اساس بایست از مسیر شیوه‌های روان شناختی اعتماد بنفس واجب و ضروری را در اطفال ایجاد کرد؛ خود پنداره آنها را افزایش داد و علایق آنها را کشف نمود تا نارسایی‌های فراگیری ناشی از اونها نیز درمان شود.

برخی دیگر معتقد هستند مشکلات عاطفی در اثر نارسایی‌های فراگیری به وجود می‌آیند و بر این اساس بایست با به کار گرفتن روش آموزش مستقیم سعی در از میان بردن نقص فراگیری کرد تا عوامل عاطفی نیز به آهستگی پایین شده نابود شوند.

۳- عوامل فیزیکی

برخی از عوامل فیزیکی نیز بگونه‌ای با نارسایی‌های فراگیری ارتباط پیدا میکنند و بدین جهت باید یقین حاصل شود وجود نقص در اثر بودن این عوامل نباشد. عوامل عمده‌ای که در این حیطه دخالت دارند به قرار زیرند :

الف – اختلالات شنوایی:

برخی از کودکان بخاطر داشتن اشکالاتی در مکانیسم شنوایی اطلاعات و آموزش را بخوبی نمی‌شنوند و بنابراین در فراگیری آنها اختلالاتی بوجود میآید.

به عنوان مثال پژوهندگان پیدا کردند که برخی از این اطفال در یک پس زمینه صدایی قادر نیستند خوب بشنوند و قطعا در نظر داشت که در زمینه شنوایی حتی اختلالات بسیار جزئی نیز میتواند فراگیری طفل را تحت اثر قرار بگذارد..

زیرا اولاً بر روی ارتباط بر قرار کردن کودک با معلم، دسته همسن و دیگران اثر دارد؛ ثانیاً شنوایی لازمه‌ای اساسی برای فراگیری زبان است و چنانچه کسی در این مورد اختلال داشته باشد در زمینه فراگیری نیز با اشکال روبرو خواهد شد.

پژوهندگان دریافته‌اند که وجود اشکال در گوش میانی می‌تواند اختلالات رشدی و درسی در اطفال ایجاد نماید.

ب- اختلالات بینایی:

توانایی خوب دیدن از موردهای واجب و ضروری برای آموختن مهارت‌های فراگیری است و بنابراین آشفتگی در این توانایی در فراگیری کودکان نقص بوجود میاورد.

منتهی قطعا در نظر داشت که این اختلالها به تنهایی قادر نیستند به عنوان عامل اساسی در نگاه گرفته شوند.

علاوه بر این درمان کردن مشکلات دیداری فقط بخش کوچکی از مشکلات خواندن را درمان می‌کند و نارسایی‌های زیر بنایی را که عامل بخش زیادی از نارسایی‌های فراگیری هستند را از بین نمی‌برد.

گرچه تمرین‌های چشمی به صورتی که در معالجه بینایی استفاده میشوند در زمینه نقص اثر داشته باشد، ولی در هر صورت معلم بایست به علائمی همچون چرخاندن سر‌، خم کردن سر به جلو، داشتن تنش در فعالیتهایی که احتیاج به دیدن از نزدیک دارد، نگریستن به دور، مالیدن بیشتر از حد معمول چشم، پرهیز کردن از کار با اشیایی که به چشم نزدیک هستند، حالت نشستن و مانند آن دقت داشته باشد.

ج- تفاوت‌های جنسی :

تحقیقات نخستین نشاندهنده این است که پسرها افزون‌تر از دخترها در مواجه با نارسایی‌های خاص قرار میگیرند.

در مروری که بر ادبیات تحقیق انجام شده پیدا شده است که حتی موقعی که میزان خطا در این بررسی‌های به کمترین حد رسانده شود نیز این فرق هنوز وجود دارد.

دامنه این فرق بین دو تا ۸ مساوی می‌باشد.

پژوهندگان نارسایی‌های فراگیری را ۱/۸۴، نابهنجاری‌های نوشتاری را ۵/۵۶ و اختلال نقص توجه بیش فعالی را ۱/۳۹ درصد در پسرها تخمین می‌زنند.

حقیقت اینست که مردهای بیشتری با نارسایی‌های فراگیری وجود دارند که امکان دارد به نوعی در رابطه با کروموزوم جنسی باشد.

به عنوان مثال (راتر و همکاران، ۲۰۰۴) پیدا کرده‌اند که معضلات و مشکلات خواندن در پسرها افزون‌تر از دخترهاست.

بنابراین جنسیت می‌تواند بعنوان یکی از عوامل به وجود آورنده نقص خاص در فراگیری در نگاه گرفته شود ولی تحقیقات مشخص میکنند که این فرق خیلی چشمگیر نیست.

حدود 5 تا 10 % از بچه های مدرسه در ایالات متحده دچار ناتوانی های یادگیری هستند از انجا که خواندن یک عنصر کلیدی در یادگیری است کودکان مبتلا به این ناتوانی مشکلاتی در زمینه خواندن ودرک زبان نوشتاری دارند.

خوانش پریشی یعنی اینکه کودکان در اتصال حروف به هم مشکل دارند و نمی توانند یک کلمه را بخوانند ،کودکان مبتلا به خوانش پریشی نیز مشکلاتی همچون : نوشتن ،هجی کردن ،صحبت کردن و همچنین ریاضی را دارا هستند.

علائم و نشانه نارساخوانی در کودکان

کودکان مبتلا به خوانش پریشی می توانند از حالت خفیف تا شدید داشته باشند و از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد که می توانند علائم زیر را دارا باشند:

با تاخیر صحبت کردن

مشکلات در تلفظ

اشکال در قافیه  کلمات

 اختلال در توانایی برای یادگیری اصول اولیه مانند حروف الفبا، رنگ ها و اعداد

اشکال در دست خط و دیگر مهارتهای حرکتی ظریف

ابهام در حروف و متوجه نشدن کلمات

اشکال در صدای حروف و ارتباط میان انها

25% از افراد بیش فعال نیز مبتلا به خوانش پریشی دچار هستند.

علل نارساخوانی

محققان یکی از دلایل نارساخوانی را مشکل در پردازش اطلاعات در مغز دانسته اند اما درچندین مطالعات اخیر نشان داده شده است که ژنتیک نقش مهمی را در ایجاد نارسا خوانی بازی می کند، اگر شما یا همسرتان دچار نارساخوانی هستید به احتمال بیشتر دارای فرزند نارساخوان خواهید شد.

منبع 

مریم عبداللهی

  • مریم عبداللهی 
  • روانشناس و نوروتراپیست
  • درمانگر تخصصی کودکان
0 0 رای
امتیاز دهی به این نوشته

بزرگترین گروه فوق تخصصی پزشکان مغز و اعصاب و متخصصین روانپزشکی در ایران

 

شاید دیگر کمتر کسی اطلاع نداشته باشد که در مجموعه بزرگ پزشکان جایروس بهترین فوق تخصص های مغز و اعصاب و اعصاب و روان و برترین فارغ التحصیلان آمریکا،اسپانیا و آلمان حضور دارند و خدمات مغزواعصاب و روان که در این مجموعه ارائه می شود با کیفیت ترین در تمام ایران است!

کادر درمانی جایروس از لحاظ تخصصی در حیطه های اعصاب، در تمام کشور بی نظیر است


شماره تماس های نوبت گیری سریع

به دلیل شیوع کرونا، مشاوره های تلفنی و ویزیت آنلاین ویدئویی نیز ارائه می شود.

 

واحد مغز و اعصاب و روان ☎ 22616377_021 ☎

واحد انجام تست خواب ☎ 02122639401 ☎

 واحد ویزیت متخصص اختلالات خواب ☎ 02122648627 ☎

واحد مشاوره و روانشناسی  ☎ 22636863_021 ☎

 واحد مغز و اعصاب و روان غرب تهران (آزادی) ☎ 02166158469 ☎


درمان بی خوابی

اگر بی خوابی دارید، نیازی به مراجعه حضوری یا حتی نیازی به تماس تلفنی هم ندارید! با خرید این دوره که توسط دکتر مصطفی امیری فلوشیپ اختلالات خواب تهیه شده است

می توانید بی خوابی تان را برای همیشه و بدون دارو درمان کنید (کلیک کنید)

 

درمان بی خوابی بدون دارو با 77 روش علمی و قطعی (برای شروع، اینجا کلیک کنید)


 

عضویت
Notify of
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
نظر دارید؟ سوالی دارید؟x