اظهارات متناقض درباره ازدواج

ازدواج

روابط بلند مدت بر پایه گفته های ضد و نقیض بنا می شوند_ البته نه از آن دسته صحبت ها و موضوعات معمولی و پیش پا افتاده ای که اغلب اوقات درباره آنها صحبت می کنیم یا مواردی که نوجوانان مان را از وجود خطرشان اگاه می کنیم.

تناقض در جایی مشاهده می شود که هدف از برقراری ارتباط، برآوردن دو نیاز اساسی و کاملا ضد یکدیگر باشد. از یک سو، در یک رابطه افراد متقابلا نیاز به حس امنیت، تعلق داشتن به جایی و کسی، صمیمیت دارند.

از طرف دیگر، نیاز به هیجان، عشق و دوست داشته شدن و روابط عاشقانه به شدت در زندگی افراد احساس می شود.

این چنین نیازهایی موجب سردرگمی ما شده و ما را به دو سوی کاملا متفاوت به پیش می برند: یک جهت رو به سوی آرامش، امنیت و دیگری رو به سوی داشتن زندگی پر از هیجانات و وقایع غیر قابل پیش بینی و روحیه جستجوگری همچون دمیدن روح تازه در بدن.

آیا زندگی یا رابطه ای وجود دارد که بتواند این دو نیاز کاملا متفاوت را برآورده کند؟! خوب تجربه نشان می دهد که در بهترین شرایط، کاری دشوار به نظر می آید.

شما می توانید چنین سوالی را در جمع دوستانتان به صورت شوخی و از روی کنجکاوی مطرح کنید، اما در اکثر مواقع پاسخی که دریافت می کنید مغایر با چیزی ست که در ذهن دارید؛ به عبارت دیگر، در بیشتر روابط طولانی مدت چون زندگی زناشویی، بعد عاطفی و احساسی قربانی نیاز به امنیت می شود.

آیا در طول سالها زندگی مشترک عشق بندریج کمرنگ می شود و جایگاه خود را از دست می دهد؟! خوب افراد سعی می کنند که با چنین شرایطی مدارا کنند چون انتخاب دیگری ندارند و نیاز به داشتن محیط مهرآمیزی که بتوان آن را خانه و خانواده نامید، به شدت در افراد وجود دارد.

دیگر از دوران پر هیجان جوانی و زمانی که طرفین برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کردند و آن عشق سوزان خبری نیست. حتی گاهی ماه ها می گذرد و افراد فراموش می کنند که در این مدت هیچ نوع رابطه عاشقانه ای بایکدیگر نداشتند و در برخی موارد با به راه انداختن دعوا و بحث و جدل و تغییر زمان خواب از رو به رو شدن با یکدگر پر هیز می کنند.

آیا تنها خستگی فکری و روحی و عادت کردن به وجود یکدیگر موجب این سردی عشق می شود؟!

زندگی پر مشغله امروزی حتی این اجازه و فرصت را به افراد نمی دهد که به چنین چیزهایی فکر کنند و این طور به نظر می رسد که در تحت فشار قرار دادن تمایلات جنسی و محدود ساختن آنها بسیار موفق عمل کرده است. بسیار بعید به نظر می رسد که شما نسبت به همکار خود و یا فردی که با او در سوپرمارکت روبه رو می شوید، حسی از نوع عاشقانه پیدا کنید.

چگونه ممکن است که شما به دوست و همکار صمیمی خود تمایل داشته باشید؟! حتی تصور آن نیز غیر ممکن است. افراد آنقدر درگیر کارها و فعالیت های روزانه خود هستند که دیگر وقت و جرات فکر کردن به چنین مسائلی را ندارند و به تدریج این نیازها در افراد جامعه سرکوب می شود.

در کنار خلوت های عاشقانه، مسائل مهم تر دیگری نیز وجود دارد. شاید ما از روی عمد و حتی گاهی اوقات ناخودآگاه کاری می کنیم که شدت نیازهای جنسی در ما کمرنگ بشود و بتدریج از بین برود. یکی از دلایل آن می تواند این باشد که نسبت به تمایلات جنسی و روابط عاشقانه موضع مخالف می گیریم و آن را کاری خلاف ذات پاک انسان می دانیم، کاری که از روی هوس و بی بندو باری انجام می شود.

در واقع هیجان در چیزهایی می یابیم که به رابطه با همسر و پایبندی به تعهدات منتهی نمی شود .( برای مثال، بیشتر افراد در خلوت برای خود خیال پردازی می کنند، اما در این خیالات و هوس های زودگذر هیچگاه برای خود شریکی قائل نمی شوند).

و به منظور دست یابی به امنیت و آسایش، ما به بازآفرینی نخستین شکل واقعی رابطه در خانواده میپردازیم. به عبارت دیگر، شریک زندگی نقش پدر یا مادر را در زندگی ما پیدا می کند، کسی که تمام رازها و افکارمان را با او در میان می گذاریم.

شاید یک نفر تعجب کند که چرا ما خودمان را با حفظ روابط بلند مدت و احساسات عاشقانه که تعهد و مسئولیت را به دنبال دارد، محدود کرده و آزار می دهیم؟!

شاید حقیقت این باشد که ما خواهان چنین روابطی هستیم تا خودمان را پیدا کنیم و به احساسات واقعی خود پی ببریم. پیش از تولد، ما به مادر خود وابسته بودیم؛ در سالهای اولیه زندگی نیز تحت مراقبت و حمایت خانواده بودیم؛ حتی اکنون هم که دیگر بزرگ شدیم و رشد کردیم و وارد زندگی بزرگسالی شدیم، باز هم نیاز به مراقب و توجه داریم. با اتکا بر دیگران، ما از خود شناخت پیدا می کنیم_ دیگران آینه زندگی و وجودیت ما هستند.

بنابراین، همه ما خواهان برقراری روابط پایدار و بلند مدت هستیم، اما هیچگاه بعد جنسی این روابط را در نظر نمی گیریم و نتیجه آن می شود که برخی از این روابط احساس رضایت دارند و نیاز های جنسی خود را ارضا می کنند و گاهی اوقات دچار مشکلات می شوند و احساس سردی می کنند و اگر هم رابطه ای داشته باشند، بدون رضایت و لذت خواهد بود.

شاید تعجب کنید اگر بدانید که در عصر حاضر برقراری روابط نامشروع به امری متداول و رایج تبدیل شده است و میزان آن به 80 درصد رسیده است. شاید علت این باشد که بعضی اوقات، ما خود واقعی مان را فراموش کرده و می خواهیم که دوباره آن بعد گمشده را بیابیم.

البته این هیچ ربطی به تمایلات جنسی ندارد، بلکه می خواهیم آن بعد عاطفی را که تحت شرایط خاصی سرکوب شده است، بیدار کنیم و بار دیگر احساس جوانی کنیم.

اگر روابط زناشویی شما به جایی رسیده است که هیچ عشق و شوری در آن نیست و حس جوان بودن در شما از بین رفته است، بهتر است که زودتر اقدام کنید. سعی کنید که با شریک زندگی خود صحبت کنید، احساست واقعی خود را با او در میان بگذارید و ببینید که آیا او هم همچون شما فکر می کند یا خیر.

اگر در یافتن پاسخ شکست خوردید و به نتیجه قابل قبولی دست نیافتید، بهتر است که در درجه اول به یک مشاور مراجعه کنید. تحقیقات نشان می دهد 80 درصد زوج هایی که به مشاور مراجعه کرده اند، در روابط خود پیشرفت داشتند.

برخلاف تمامی گفته های ضد و نقیضی که درباره امر ازدواج وجود دارد، تمایل به برقراری ارتباط و عشق دوباره می تواند به زندگی شما باز گردد.

 

[divider]

مرکز تحقیقات کلینیک مغز و اعصاب و روان آلومینا

اگه دوست داشتید ستاره بدید!

گروه پزشکان جایروس (آلومینا) حاصل بزرگترین کار گروهی فوق تخصصی مغز و اعصاب و روان در ایران

شاید دیگر کمتر کسی اطلاع نداشته باشد که در مجموعه بزرگ پزشکان جایروس بهترین فوق تخصص های مغز و اعصاب و اعصاب و روان و برترین فارغ التحصیلان آمریکا،اسپانیا و آلمان حضور دارند و خدمات مغزواعصاب و روان که در این مجموعه ارائه می شود با کیفیت ترین در تمام ایران است!

نقطه قوت مجموعه پزشکان جایروس نه لوستر های زیباست و نه تزییات راهرو! بلکه پزشکان و روانشناسان قوی است، کادر درمانی جایروس در تمام کشور بی نظیر است

ما از سال 1388 آغاز کردیم و اکنون گروه پزشکان جایروس با معرفی برترین کادر درمانی در مناطق مختلف تهران و شهرستان های مختلف کشور حضور دارند و در رفع مشکلات جسمی در حیطه های مغز و اعصاب و روان و ارتوپدی و توانبخشی و مشکلات روانپزشکی بزرگسالان و کودکان به شما مردم عزیز خدمت رسانی می کنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: