نمادهای خودشیفتگی در فرهنگ ایرانی

 

مرگ فرجام خودشیفتگی: جمشید، اسفندیار و شازده احتجاب


نمادهای خودشیفتگی در فرهنگ ایرانی

نارسیس

خودشیفتگی که در فرهنگ غرب با اصطلاح نارسیسم تعریف شده، پدیده­ای همه ­گیر و جهان­گستر است. هر انسانی تا اندازه ­ای دچار آن است و در روابطش با دیگر انسان­ها تا حدی از آن تاثیر می­گیرد. پایه ­ی آن عشق است؛ عشق بیش از حد به خود، اما نه لزوما در معنای صرف خودپسندانه‌اش.

خودشیفتگی محصول برتر دیدن خود است نسبت به دیگران. در پی این برتر‌بینی و برتری­خواهی، انسان خودشیفته به جایی می­رسد که مالکیت بر دیگران را نیز از حقوق خود می­داند، زیرا، و تنها به این دلیل، که خود را برتر از آنها یافته است.

آدم خودشیفته خود را لایق هر چیز می­داند و در مقابل ،  دیگران را تنها لایق این که بخشی از او باشند ، این حس برتری­خواهی می­تواند فردی باشد یا جمعی؛ می­تواند فرهنگی باشد یا طبقاتی.

جولیا کریستوا برای بررسی پدیده­ خودشیفتگی نمادهای شخصیتی مهمی را در غرب به بررسی گذارده و مهمتر از همه درباره­ نارسیس سخن رانده است؛ کسی که نماد شخصیتی این نگره ­ی بیمارگونه است و اساسا اصطلاح نارسیسزم از نام او گرفته شده است.

کریستوا در خود ماندن و تپیدن این شخصیت و نادیده گرفتن دیگران را فرایندی مرگبار می­بیند که فرجام تلخ او را رقم می­زند. اولیس شخصیت متضاد نارسیس است که ناگزیر و در پی ناملایمات مجبور می­شود از خود بیرون آید و با توسل به دیگران راه خود به خانه و همسرش را بیابد. از نظر کریستوا سفر، یا در چارچوب حماسی ما گذر از هفتخوان، راهی برای رهایی از خودشیفتگی است.


خودشیفتگی، و مفهوم مقابل آن خودباختگی، در فرهنگ و ادبیات ایرانی نیز وجود دارد و شناخت و بررسی آن به درک لایه ­های پنهان روانشناسی جمعی و فردی ما کمک می­کند. در فرهنگ و ادبیات ما چند شخصیت خودشیفته وجود دارد که هر کدام نماد یک دوره­  تاریخی یا مفهوم فرهنگی، دینی یا طبقاتی است.

در مقابل، یک نگرش عارفانه هست که دایم ما را از خودشیفتگی برحذر می­دارد و در گریز از آن از سالک می­خواهد که با سیر و سلوکش از مرگی بپرهیزد که از سر خودشیفتگی پدید می‌آید. عرفان در شکل افراطی‌اش فرد را به خودباختگی در‌انداخته است؛ شیوه­ای که در جهت محو کامل فرد، انسان را در چیز یا کسی به نام ’غیر‘ محو می­کند.


جمشید را باید نخستین خودشیفته در فرهنگ ایرانی دانست،. آدمی که از یک نظر نماد برتر­بینی یک فرهنگ جهانگیر و جهان­گستر را به نمایش می‌گذارد و شهریاری خود را هم بر سر آن می‌بازد.

اسفندیار نمونه­ی دیگر خودشیفتگی است؛ یک شخصیت برتر­خواه که دین خود را بهترین دین دنیا می‌پندارد و با شمشیر مردم را به آن دعوت می‌کرد. خودشیفتگی باورمندانه‌ی او در ادبیات با کوری بازنما شده است و بالاخره در ادبیات مدرن شخصیت شازده احتجاب را داریم ، نمونه ­ی یک آدم اشرافی که خود را برتر از رعیت‌هایش (مردم عادی) می‌دید و ناتوان از درک تحولات اجتماعی به خود-برتر­بینی در­غلتیده بود.

شازده احتجاب در میان این سه شخصیت نقش کمتری در فرهنگ ایرانی یافته است، اما دو شخصیت نخست از هر نظر نقشی فراگستر داشته‌اند؛ به‌همین دلیل نیز فضای بیشتری را در این نوشته به خود اختصاص خواهند داد.

 


از ویژگی‌های مشترک این سه شخصیت ’مرگ،‘ ’منیت‘ و ’خود‌برتر‌بینی‘ است ، فرجام هر یک از آنها مرگی است همراه با از دست دادن موقعیت اجتماعی‌شان.

جمشید مبهوت زیبایی خود به منیت درمی‌افتد و از مردم می­خواهد که او را بپرستند ، مردم برعکس از دور او پراکنده می­شوند و او ناتوان از ادامه ­ی شهریاری

 راه گریز در پیش می‌گیرد. این امر باعث نیرو گرفتن ضحاک می‌شود و او جمشید را پس از صد سال می‌یابد و با اره به دو نیمش می‌کند.

 

اسفندیار نمود آدمی است که با قدرت باور و بازو کور شده است، اما همچنان بیشتر می‌خواهد او شهریاری را می‌خواهد پیش از آنکه زمانش در رسیده باشد او در روشنایی آفتاب در پی یافتن پرتو نوری­ست که از قدرت شهریاری می­تابد او عاشق شهریاری به‌عنوان یک نماد فراگستر بود از این رو می‌خواست حتی پیش از مرگ پدرش (گشتاسپ) به آن دست یابد ناتوان از چنگ انداختن بر این نیرو به جنگ رستم می­رود بی ­آنکه لحظه ­ای در پیروزی خود تردید کند. او تنها لحظه ­ای پیش از مرگ متوجه می­شود که چقدر جهان را به‌اشتباه می­دیده است؛ گرچه دیگر خیلی برای او دیر شده است.

شازده احتجاب شخصیت خودشیفته ­ی مدرن، آدمی است که خود-برتر­بینی را از خانواده‌ی اشرافی‌اش به ارث برده است ، خانواده بر گِرد او از نوکرها و پیشخدمت­ها حصاری کشیده است و او در درون این پیله ناتوان از دیدن فروپاشی اقتصادی خود و طبقه‌اش است. در فرایندی چنین دردناک او به آنجا می‌رسد که جز خود و خانواده‌اش هیچکس و طبقه‌ای را نمی‌بیند و قبول ندارد.

نبیند مدعی جز خویشتن را
که دارد پرده­ی پندار در پیش (سعدی)

باطل است آنچه مدعی گوید
خفته را خفته کی کند بیدار (سعدی)

با مدعی مگوئید اسرار عشق و هستی
تا بی­خبر بمیرد در درد خود پرستی (حافظ)

 

 سحر اعلایی

 سحر اعلایی، کارشناس ارشد مشاوره و روانتحلیل گر

 

 

 

 

 

 

 

0 0 رای
امتیاز دهی به این نوشته

بزرگترین گروه فوق تخصصی پزشکان مغز و اعصاب و متخصصین روانپزشکی در ایران

 

شاید دیگر کمتر کسی اطلاع نداشته باشد که در مجموعه بزرگ پزشکان جایروس بهترین فوق تخصص های مغز و اعصاب و اعصاب و روان و برترین فارغ التحصیلان آمریکا،اسپانیا و آلمان حضور دارند و خدمات مغزواعصاب و روان که در این مجموعه ارائه می شود با کیفیت ترین در تمام ایران است!

کادر درمانی جایروس از لحاظ تخصصی در حیطه های اعصاب، در تمام کشور بی نظیر است


شماره تماس های نوبت گیری سریع

به دلیل شیوع کرونا، مشاوره های تلفنی و ویزیت آنلاین ویدئویی نیز ارائه می شود.

 

واحد مغز و اعصاب و روان ☎ 22616377_021 ☎

واحد انجام تست خواب ☎ 02122639401 ☎

 واحد ویزیت متخصص اختلالات خواب ☎ 02122648627 ☎

واحد مشاوره و روانشناسی  ☎ 22636863_021 ☎

 واحد مغز و اعصاب و روان غرب تهران (آزادی) ☎ 02166158469 ☎


درمان بی خوابی

اگر بی خوابی دارید، نیازی به مراجعه حضوری یا حتی نیازی به تماس تلفنی هم ندارید! با خرید این دوره که توسط دکتر مصطفی امیری فلوشیپ اختلالات خواب تهیه شده است

می توانید بی خوابی تان را برای همیشه و بدون دارو درمان کنید (کلیک کنید)

 

درمان بی خوابی بدون دارو با 77 روش علمی و قطعی (برای شروع، اینجا کلیک کنید)


 

عضویت
Notify of
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
0
نظر دارید؟ سوالی دارید؟x